مداحی علمدار علیرضا طلیسچی
مداحی علیرضا طلیسچی علمدار تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آبیادم آمد ز کبودی لب طفل رباب یادم آمد ز کبودی لب طفل ربابنبود صبر و قرارم گره ...
مداحی علیرضا طلیسچی علمدار تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آبیادم آمد ز کبودی لب طفل رباب یادم آمد ز کبودی لب طفل ربابنبود صبر و قرارم گره ...
همین قدر خسته و تنها بدون حتی دلداریمسیرو با خودم بردم یه جا که پا نمیذاریخودم رفتم دلم پیشت همه گفتن چه بی احساسولی هیشیکی نمیفهمه چه رازا پست این اشکاستتو دور از من ...
تو رفتی ولی فکر تو تو سر من موندهمیشه نبودت من و قلبمو ترسوندنگو بم که جداشیم که من خسته ترینمپریشون شده بودم تا وقتی تورو دیدممن پسندیدمت از دور و دلم رفته از اون شبش...
بارون اومدو یادم داد تو زورت بیشترهممکنه هر دفعه اونجوری که میخواستی پیش نرهخاطره هام داره خوابو میگیره ازمدوری و من دیگه ته دنیام قلبت نوک قله ی قافهمن که تو زندگیم ...
میدونم ته قلبت منم تو اونوری ولی من هنوز این ورم!ولی اینجوری نمیمونه زیاد یه روزم هست که تو بغل تو میپرم!هنوزم تو شبام همدمی فکر تو که میکنم میره هر غمیکی میتونه مثل ما...
تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آب تا رسیدم به فرات و بنشستم لب آبیادم آمد ز کبودی لب طفل رباب یادم آمد ز کبودی لب طفل ربابنبود صبر و قرارم گره افتاده به کارم داداش نبود صب...
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده